هی روزگاررر!

میخواستم نوشته ی سر در وبلاگ رو از "وبلاگ بچه های کلاس دوم یک" به "وبلاگ بچه های کلاس سوم یک" تغییرش بدم ولی....

دلم نیومد

دلم نیومد با کلاس دوم خداحافظی کنم

امروز تبدیل شدم به یه پیرزن بدبین! به قول مامانم خوب میشم!

ولی...

دلم تنگ شده!

برای تمام چیزایی که بهشون دل بسته بودیم!

برای کلاسای زیست! برای ایکس!

تعجب نکنید ! متوجه شدم چقدر دوستش دارم! خیلی!

لطفا فحش ندید چون تایید نمیکنم ولی... خیلی دوستش داشتم

برای تک تکتون!

برای شیطنت هامون!

برای تولدهای لیلی!

برای میز عزیزمون!

برای عارفه

برای استاد عزیز!

برای مائده ق!

برای نگار

برای فاطمه خ!

برای آتنا

برای همه!

برای همه ی دوستی های قشنگی که خراب شدن!

برای.... برای... برای خودم! خود قبلیم نه خود حالا!

توی معلما دلم بیشتر از همه برای نوشین جونم و حسن پور تنگ شده!

یادتونه؟.... زر ایز و زر آر؟ یادم که میافته گریم میگیره

یادتونه برای نوشین تولد گرفتیم؟

یادتونه نمایش بازی میکردیم؟

برای کلاسمون

برای برف شادی ها

برای آتنا

برای اون روز که با آتنا رفتیم خونه ی عارفه اینا

برای همه ی مشقایی که خودم ننوشتم

برای روزی که گوشیم سر کلاس شروع کرد به خوندن

برای انشای عزیزم راجع به.... نمیگم راجع به چی!

یادتونه؟

دلم برای حسینی تنگ شده

دلم میخواد یبار دیگه بگه فاطمه!برو کلاس! اونوقته که میپرم بغلش و ماچش میکنم

سی و خورده ای روز مونده...

دلم نمیخواد به عنوان ارشد شناخته بشیم

دوست دارم دوباره برگردم به زمان نیک دست! زمانی که کلی سر به سرش میذاشتیم

چقدر باهم خوش بودیم ولی حالا...

دلم برای عارفه خیلی تنگ شده

اگه صدای منو میشنوه... هیچی!

ولی دلم برای یه چیز تنگ نشده و خیلی خوشحالم که ازش گذشتیم

اگه گفتید؟

نه بابا کلاس زیست نه!

برای اونروزایی که کاغذ میخوندیم

از اونروزا متنفرم!(کسی نگرفت خصوصی بگه که روشنش کنم)

خب , مثل اینکه خیلی طولانی شد!

الآن با دوتا آهنگ غمناک حالم جا میاد

/ 4 نظر / 13 بازدید
نازنین

از کدوم روزا ؟منم دقیقا حس تورو دارم واسه اتیش سوزوندامون تو مدرسه دلم تنگ شده

عارفه

[اضطراب][وحشتناک][گریه]

شهرزاد

هی روزگااااااااار!!حیف که وقتی امسال میریم مدرسه فقط برای 1 کلاس ارشدیم!!امسال کلاس اول نداریم.واسم خیلی دعا کن!از 4 تا 8 شهریور میرم مسابقه کشوری قرآن.به سوم شدن هم راضیم!

صبا

آخی!الان که گفتی دلم یه حالی شد.منم دلم برای اون روزایی که جیم می شدیم می رفتیم کتاب خونه تنگ شده...احتمالا سال دیگه بیشتر از این هم تنگ می شه.بر وبکس تو رو خدا دعا کنید تا دبیرستان هم تو اصفهان باشم.[گریه][ناراحت][دلشکسته]