پوریای علی!

سلام

میخواستم دوتن از شیرین کاری های پوریا پسر دایی جیگر خودمو براتون بذارم

پرتاب نیزه:

توی ایام نوروز خانواده ی محترم دایی بنده به همراه پوریا کوچولو داشتن برنامه ی مردان آهنین میدیدن

رسیده بود به بخشی که شرکت کنده ها باید یه کنده رو پرتاب میکردن و پوریا هم درحال شانه کردن گیسو های کمند فرفری خودش بود

ما هم خانوادگی جو گیر!!!! یهو پوریا جو گیر میشه و شونه ی مبارکو با تمام زور و قدرتش پرتاب میکنه طرف تلوزیون!!!!!

و تلوزیون تری دی ای که تازه خریده بودن میترکه! (البته نترکیدا ولی یه قطعش خراب شده که 90 درصد قیمت تلوزیون مال همون قطعس) به قول داییم تلوزیونشون زیر شلواری نشون میده!

این از این

دوغ:

پوریا عادت داره که هرشب یه پستونک شیر پاکتی بخوره!

همون شبی که زد تلوزیونو داغون کرد داییم یادش رفته بود شیر بخره و ساعت 12 شب بود و پوریا هی غر میزد

خب اینا شیر از کجا بیارن؟ تصمیم میگیرن که یذره دوغ (!) بریزن توی پستونکش و بهش بدن

بعد از اینکه این جیگر کل پستونکو با ولع خاصی خورد گفت: دوغ بود!

بعدش که ومده بودن خونه ی ما میگفت: آبجی! دوغ خوردم!

/ 3 نظر / 12 بازدید
شاهد

آخی![نیشخند]حالا چند سالشه؟![چشمک][نیشخند]

نگین

اخی نازی[قلب] حتما عکسشو بذار!!!

صبا

ما هم یه نصخش رو تو فامیل داریم:پسر عمو کوچیکم.اونم یه بار لوستر اتاقم رو از جا کند بعدشم شکوند!