فانتزی

سلام! گفتم یکم براتون پست بذارم از فانتزی هام .یه فورمولم بهتون بدم برید حالشوببرید! البته باید تدریس بشه فرموله(اندر حکایت کلاس مکانیک سماوی و اخترفیزیک رفتن ما!)

توضیحات:اونایی که ستاره داره رو من ننوشتم,از اینور اونور خوندم و بعضیاشونو تغییر اساسی دادم.

 

1.یکی از فانتزی های من اینه که این اس ام اسو به مخاطب خاصم بدم:

روزی که دست یکدیگر را فشردیم و به هم قول دادیم , فقط دست تو مردانه بود و قول من..

و بعد برم توی افق محو بشم!

(این روزا اونقدر تو اینترنت حمله ی عاشقونه خوندم دیگه جدی جدی باورم شده یکی ترکم کرده رفته!منتظرم برگرده :دی)

 

2.یکی از فانتزیام اینه که شوهرم کچل باشه , بعد بهش پس گردنی بزنم صدای چلق! بده!

 

3.*یکی از فانتزیهام اینه که بروسلی الآن زنده بود میزدم تو گوشش, ببینم اخلاق ورزشکاری داره یا نه!البته تقریبا مطمئنم که تو افق محوم میکرد!

4.*فانتزی من اینه که موهامو مث پسراکوتاه کنم ومث جونای سال47شلوارای پاچه گشاد تنم کنم موهامم فرکنم سیبیل چخماقی هم بذارم +پاشنه ی قیصری بعد یه پیکان مدل 40 از گاراژ قیدار خان (شخصیت فوق دوست داشتنی رمان قیدار,اثر رضا امیرخانی)بگیرم , ی دونه چاقوی ضامن دار به پایین آیینه ی ماشینم آویزون کنم بعد با رفیقام که هم تیپ خودمن سواره پیکان گوجه ای رنگم بشیم بعد خیابونای محلمونو بالا پایین کنیم بعد بریم گود علی بلبل(!) چاقو کشی بعدم با پیکانای گوجه ایمون تو افق محو بشیم!(این ایدش مال یکی بود بعد من دیدم یسری چیزاش بدرد نمیخوره پاک کردم یسری چیزای دیگه نوشتم)

5.(اینم الهام گرفته شده ولی یسری چیزاش واقعا خیلی بی معنی بود!کل آخرشو عوض کردم فقط جمله ی اول و دومش مال یکی دیگس)

یکی از فانتزی های درهمم اینه که یه روز بلاخره گمشده م رو پیدا کنم...
بعد یهو دو تایی بدویم سمت همدیگه و مثل این فیلم هندیا یهو صحنه "اسلوموشن‏"‏  بشه و یهو بارون بگیره...
بعد هر دوتامون دستامون رو باز کنیم که همدیگه رو بغل کنیم...‏
بعد یه قدم مونده برسیم به هم؛ من یهو بزنم رو ترمز و یه چک آبدار بخوابونم تو صورت پسره‏!‏ و بگم:
‏"بی خرد سخیف!(اینجا فحش نوشته بود!)...تا حالا کجا بودی؟
بعد با وضعیت خراب در حالی که سرشو انداخته پایین و از موهاش آب میچکه بگه:میدونی چقدر دنبالت گشتم؟...نه؛ میدووووونی؟

بعد دوزانو بزنه و دست من که از چکی که زدم ناراحتمو ببوسه

و دوتایی بریم تو افق محو بشیم!

6.*(دخل و تصرفی ندارم!)

فانتزیم اینه واسم خاستگار میومد بعد من می گفتم:شما اومدید منو بگیرین؟
اونا هم می گفتن:بله!
بعد من می دویدم و داد می زدم:اگه می تونید منو بگیرید…اگه می تونید منو بگیرید…
:))))))

 

7.یکی از فانتزیهای ناجور من شب امتحان این بود که مثل فیلم ماتریکس وصل میشدیم به ماتریکس بعد کل مطالب درسیو کپی میکردن تو مغزم بعد که اجکت شدم(!) بلند شم و تریپ نئو بگم:(با صدای نئو بخونیدش)من آمادگی دفاعی بلدم! بعد یهو مورفیوس بیاد بگه نشون بده که آمادگی دفاعی بلدی!بعد دوباره با مورفیوس وصل بشیم به ماتریکس بعد اپراتور برنامه ی آزمون آزمایشیو برامون اجرا کنه مورفیوسم مراقب جلسه بعد آزمایشیه رو بیست بشم بعد اجکت بشم برم امتحانمو بست بدم و با برگم تو افق محو بشم!

8.یکی از فانتزی هام اینه که یه کور بیاد خواستگاریم(حالا نگید عقده ی شوهر داره ها!کلا میگم.بعدم کور میلیاردر و خوشتیپ!)بعد بریم بیرون حرف بزنیم من بهش بگم: من نمیتونم با یه آدم کور ازدواج کنم.بعد اون یه آهی بکشه و بگه:من توی یه تصادف کور شدم...و آخرین چیزی که دیدم , چهره ی زیبای شما بود..بعد من یهو برگردم به سالها پیش(مثل فیلما که یهو سالها پیشو نشون میده)که توی یه شب بارونی زدم به یه پسر و فرار کردم...خیلی متاثر میشم و میخوام قبول کنم که یهو میبینم پسره رفته تا تو افق محو بشه. (نخند!گریه داره!)

9.*یکی از فانتزیام اینه تو سال تحصیلی جدید وقتی معلم منو برا درس صدا زد بهش بگم:من درس نخوندم بگو خوب! (ادامه ی من: بعد بگه عیبی نداره گلم!هر وقت احساس کردی تکالیفی که بهت میدم به اینترنت رفتنت صدمه میزنه بگو.)

10.*(دخل و تصرفی ندارم)

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺑﺮﻡ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﺑﻌﺪ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺑﺮﻑ ﻭ ﺑﻮﺭﺍﻥ ﻣﻦ ﭘﺎﻡ ﺑﺸﮑﻨﻪ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺘﻮﻧﻢ ﺣﺮﮐﺖ کنم و ﺑﻪ ﺍﻭﻧﺎ ﺑﮕﻢ ﺑﺮﯾﺪ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺍﯾﻨﺠﺎ ول کنید و ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻮ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ … ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻧﺎ ﺑﮕﻦ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺗﻮﺭﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺑﻌﺪﺵ ﻣﻦ ﺑﮕﻢ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻮ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ … ﻣﻨﻮ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﯿﺪ … ﺑﻌﺪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺑﺮﻥ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺬﺍﺭﻥ … ﺑﻌﺪ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺗﻮ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﮔﻤ بشن ﻭ ﯾﻪ ﺷﯿﺮ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﻭﺣﺸﯽ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺣﻤﻠﻪ کنه ﻭ ﺍﻭﻧﺎ ﻓﺮﺍﺭ کنن و ﻣﻮﻗﻊ ﻓﺮﺍﺭ ﺗﻮ ﺑﻦ ﺑﺴﺖ ﮔﯿﺮ کنن ﺑﻌﺪ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺷﯿﺮﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﻨﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﯾﻪ ﺷﻠﯿﮏ ﺑﯿﺎﺩ ﻭ ﺷﯿﺮﻩ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﺍﻭﻥ ﺻﺤﻨﻪ ﻣﻦ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺗﻔﻨﮓ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯﺵ ﺩﻭﺩ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﯾﻪ ﭘﺎﯼ ﻣﺠﺮﻭﺡ ﻭﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻡ … خورشید ﺑﻪ ﺭﻧﮓ ﻧﺎﺭﻧﺠﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﻏﺮﻭﺏ ﻣﯿﮑﻨﻪ ! اصغر فرهادی برو از خدا بترس …

11.یکی از فانتزی های خیلی خاصم اینه که یسری سامورایی عارفه رو از چهار پنج طرف محاصره کنن بخون بکشنش بعد من برم وسط با فنون سوپرکنتاکتی که آموخته ام چن تاشونو بزنم لت و پار کنم.بعد چون زیادن میان با شمشیراشون عارفه رو محاصره میکنن منم اونور دارم میجنگم بعد سر دستشون وایمیسه جلوی عارفه و میخواد با اسلحه بزنتش بعد من میدوم طرف عارفه و اینجا صحنه اسلومویشن میشه من میرم تو بغل عارفه که یعنی تیر بخوره به من بعد یهو نامردا شمشیرای ساموراییشونو فرومیکنن توی کمر عارفه و قائدتا توی دل منم فرو میره و مارو همونطور که در آغوش هم داریم آخرین نفسامونو میکشیم از بالای کوه میندازنمون پایین و تو راه که داریم سقوط میکنیم میمیریم و روحمون پرواز میکنه تا افق!!!!!!(الآن عارفه میخواد منو خفه کنه!)حال کردید؟

خب..دیگه بستونه!اگه بخوام میتونم تا پس فردا صبح بنویسم.فورمولو بهتون میدم:

اصل فانتزی:فانتزی آرزوییست محال و دست نیافتنی که در آن رگه های طنز هم دیده میشه.در نوشتن فانتزی باید بالاخونه رو برای مدتی اجاره داد ,تا که نوشته شد باید به مستاجرا دستور بلند شدن داد.

فرمول:یکی از فانتزی های من اینه که+یه داستان بی سروته*ثابت جهانی محو شدن در افق/عقل

حتما همتون اون روایتی که میفرمایند هر کاری که بدون بسم الله انجام بشه ابتره رو شنیدید.در فانتزی سازی ما یه اصل داریم که:هر فانتزی که بدون بسم الله شروع بشه و بدون محو شدن در افق تموم بشه ابتره!ممکنه فانتزی باشه ولی ابتره و درست و حسابی نیست.اگه در ثابت جهانی افق ضربش نکنیم ممکنه جواب بده ولی تقریبیه.

ثابت جهانی افق:ThJO=محو شدن*افق-Tan θ

/ 6 نظر / 20 بازدید
می گل

نمیری آتیش پاره بروبکس اسکول می گل اینا دگ چه صیغه ایه؟[خنده][قهقهه][قهقهه][قهقهه]

می گل

نمیری آتیش پاره بروبکس اسکول می گل اینا دگ چه صیغه ایه؟[خنده][قهقهه][قهقهه][قهقهه]

نازنین زهرا(همکاری برای..........................................................................

[قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه]

عارفه

بامزه بود[قهقهه] اتفاقا من اصلا قصد خفه کردن کسی رو ندارم! تازه خوش حال هم شدم

دی دی

خیییلی باحال بود از خنده داشتم میمردم[ماچ]

young muslim

تو خجالت نميكشي؟نه؟بشين درستو بخون.اين چيزا چيه؟[منتظر] فانتزي2:اخه دلت ميياااااااد؟[فرشته] فانتزي6:با اين وضعيت توقع نداري دنبالت بيان ك؟همونجا از راهي ك اومدن برميگردن[زبان] گفتي ثابت جهاني ياد فرمول صدا براي همراه اول افتادم.يادته ايا؟